مجله تکنولوژِی در صنعت دوربین مداربسته

تکنولوژی ، دوربین مداربسته ، قیمت دوربین مداربسته / هایک ویژن / دوربین مدار بسته

مجله تکنولوژِی در صنعت دوربین مداربسته

تکنولوژی ، دوربین مداربسته ، قیمت دوربین مداربسته / هایک ویژن / دوربین مدار بسته

بررسی عملکرد مغز در خرید

در مدل های قدیمی همیشه فرض بر این بوده که تمام تصمیمات خرید به صورت منطقی گرفته می شوند و احساسات نیز تاثیری ناچیز بر این تصمیم دارد. مهم ترین موضوعی که با توجه به علم بازاریابی عصبی زیر سوال می رود تصمیم گیری مخاطبان است. پیش فرض بسیاری از مدیران کسب و کارهای کوچک آن است که اگر محصولی مناسب با قیمت مناسب داشته باشیم مخاطبان از ما خرید خواهند کرد، ولی در واقعیت چنین اتفاقی به ندرت پیش می آید.

برای موفقیت در بازاریابی باید دیدگاه خود را درباره مشتری تغییر دهیم. در دیدگاه سنتی مشتری وارد یک فروشگاه می شود، تمام محصولات را مقایسه می کند، قیمت ها را هم بررسی می کند و با توجه به تبلیغاتی که از قبل دیده و اطلاعاتی که دارد بهترین تصمیم را می گیرد. در این رویکرد فرض می کنیم تصمیمات خرید مشتری تدریجی، منطقی و با توجه به اطلاعات عمیقی است که کسب کرده است. ولی در واقعیت اغلب تصمیمات خرید به صورت لحظه ای انجام می شود و دلایل منطقی قدرتمندی هم برای این تصمیمات وجود ندارد و حتی مشتری اطلاعات عمیقی درباره محصول ندارد. با این دیدگاه جدید بیایید به بررسی مغز قدیم بپردازیم و ببینیم چه مواردی باعث جلب توجه مغز قدیم می شود و چگونه می توان اثرگذاری بازاریابی را افزایش داد.

ورود به دنیای مغز قدیم

همان طور که گفته شد اغلب تصمیمات خرید ما با مغز قدیم انجام می شود. پس بسیار مهم است که با عملکرد این بخش مغز بهتر آشنا شویم.

article_image_one_571.jpg

مغز قدیم با احساسات ترغیب می شود!

اغلب تصمیمات ما به صورت احساسی گرفته می شود و سپس با منطق توجیه می شود. احساسات در واقع پاسخ های خودکار بدن به محرک های حسی هستند. بوی قهوه یا صدای دریا به طور خودکار در ما احساساتی ایجاد می کند. با زیاد شدن گزینه های خرید، مشتری محصولی را می خرد که احساس بهتری نسبت به آن داشته باشد.

حواس پنجگانه و احساسات

موضوع مهم تر آن است که احساسات ما تحت تاثیر چه مواردی هستند؟ یک عامل مهم و تاثیرگذار اطلاعاتی است که توسط حواس پنج گانه ما وارد مغز می شود. آمار، ارقام و دلایل منطقی توجه مغز قدیم را به خود جلب نمی کند. شرکت های موفق سعی می کنند حواس مختلف شخص را در محصول و همین طور در بازاریابی خود لحاظ کنند. آنتونیو داماسیو در کتابش می گوید: «ما ماشین های تفکری نیستیم که احساس داریم، بلکه ماشین هایی احساسی هستیم که تفکر می کنیم». فرض کنید می خواهیم تبلیغی بسازیم تا رانندگان را به بستن کمربند ایمنی هنگام رانندگی ترغیب کند. یک راهکار کلیشه ای آن است که به رانندگان آمار و ارقامی ارائه دهیم که خطرناک بودن رانندگی بدون کمربند ایمنی را نشان می دهد. راه بهتر آن است که احساسات را درگیر کنیم تا بر مغز قدیم اثر بگذارد. در ژاپن تبلیغ کوتاهی ساخته شده که فقط بر جنبه احساسی موضوع تاکید می کند. در این تبلیغ اثرگذار به جای اینکه بر خطرات نبستن کمربند تاکید کند یا افراد را به جریمه شدن تهدید کند از روش دیگری استفاده می کند. کمربند ایمنی وسیله ای است که نمی گذارد همسر و دختر کوچکتان شما را از دست بدهند! این تصور که عزیزانمان، ما را از دست بدهند و زندگی را بدون توجه و کمک ما ادامه دهند بسیار تاثیرگذار است.

وقتی در همایش ها فیلم این تبلیغ را نمایش می دهیم چشمان اغلب حاضران پر از اشک می شود و همین موضوع نشان می دهد تبلیغ بر احساسات آن ها اثر گذاشته و احتمالا تا سال ها این تبلیغ را فراموش نخواهند کرد.شرکت اپل حتی بر بسته بندی محصولات کار می کند تا باز کردن جعبه محصول، احساس خوشایندی بر مخاطب بگذارد، مثلا صدای باز شدن جعبه صدایی دل پذیر باشد. آزمایش های مختلفی در فروشگاه ها انجام شده و نتایج نشان می دهد که پخش یک موسیقی خاص بر تصمیمات خرید مشتریان تاثیر می گذارد. حتی رایحه های مختلف باعث افزایش یا کاهش فروش می شوند. مثلا در یک لباس فروشی استفاده از بوی وانیل باعث دو برابر شدن فروش ماهانه شد! البته می توان به طور مفصل درباره دلیل این امر صحبت کرد، ولی اگر خیلی خلاصه بگوییم: هر عاملی که باعث ایجاد احساس بهتری در ما شود می تواند فرایند تصمیم گیری خرید را ساده تر کند و باعث شود فرد راحت تر تصمیم خود را بگیرد.

ایجاد شرایط احساسی مناسب

یکی از مهم ترین کارهای بازاریاب ها قرار دادن مشتری احتمالی در شرایط احساسی مناسب است تا بتواند بر ترس خود غلبه کرده و تصمیم خرید را بگیرد. بسیاری از ما به عنوان مدیر و بازاریاب به شرایط احساسی مشتری توجهی نشان نمی دهیم. با توضیحات طولانی و خسته کننده فقط به ارائه دلایل منطقی می پردازیم و سعی نمی کنیم ترس خرید را در مشتری کاهش دهیم تا بتواند در آرامش تصمیم مناسب را بگیرد. شاید تصور کنیم فرایند تصمیم گیری خرید کاملا خطی است، یعنی تمایل ما به خرید یک محصول رفته رفته بیشتر می شود و به جایی می رسد که تصمیم خرید گرفته می شود، ولی دستگاه هایی که عملکرد مغز را بررسی می کند نشان می دهند تصمیم گیری خرید اینطور نیست و بسیار پیچیده تر از چیزی است که بازاریابان فکر می کنند.

آستانه احساسی خرید

بیایید اصطلاحی با نام «آستانه احساسی خرید» تعریف کنیم. همان طور که قبلا اشاره شد اغلب خریدها برای مشتری ترسناک و دردناک است. شخص در لحظه خرید احساس عدم امنیت می کند. البته این موضوع درباره همه خریدها صدق نمی کند. ولی به خصوص در خریدهایی که برای ما تبدیل به عادت نشده یا تسلط کافی بر محصول نداریم این حس بسیار رایج است. آستانه احساسی خرید شرایطی است که اگر از لحاظ احساسی در آن قرار بگیریم شجاعت به خرج می دهیم و خرید را انجام می دهیم. در واقع زمانی به آستانه احساسی خرید می رسیم که از نظر احساسی آن قدر شجاع می شویم که به خود می گوییم خرید را انجام دهیم. موضوعی که بسیاری از بازاریابان از آن اطلاع ندارند آن است که وقتی یک خرید انجام می شود معمولا قبل از آن شخص بارها به آستانه احساسی خرید نزدیک شده و از آن دور می شود و در لحظه ای خاص ناگهان تصمیم خرید گرفته می شود.

فرض کنیم برای محصول خود تبلیغی طراحی کرده اید و آن تبلیغ در مجله ای پرمخاطب چاپ شده است. با گذشت چند روز آمار فروش را بررسی می کنید و در نهایت نا امیدی می بینید آن تبلیغ حتی یک فروش هم ایجاد نکرده است. بلافاصله نتیجه گیری می کنید تبلیغ مناسب نبوده یا شاید آن مجله مکان مناسبی برای تبلیغ نیست. ولی از کجا می دانید چند نفر مایل به خرید بوده اند؟ شاید صد نفر با خواندن تبلیغ تا آستانه احساسی خرید نزدیک شده اند و یک مورد کوچک باعث انصراف آن ها شده است. در بازاریابی تنها بررسی نتایج نهایی کافی نیست، مثلا در این مثال فقط تعداد فروش ایجاد شده را معیار قرار دهیم. اگر به روشی بتوانیم افرادی که مایل به خرید بوده اند ولی خریدی انجام نداده اند را شناسایی کنیم اطلاعات ارزشمندی از شرایط واقعی کسب کرده ایم. برای مثال اگر به مخاطبان یک پیشنهاد بدون ریسک بدهیم و بگوییم برای اطلاعات بیشتر فایلی را دانلود کنید، افراد علاقه مند شناسایی خواهند شد.

تصمیمات خرید عوض می شود!

موضوع جالب دیگر آن است که تصمیمات خرید می تواند در عرض چند ثانیه تغییر کند. تصور کنید برای خرید یک پخش کننده MP3 به فروشگاهی مراجعه کرده اید. قبل از مراجعه در اینترنت به اندازه کافی تحقیق و دستگاه خود را انتخاب کرده اید. سپس وقتی وارد فروشگاه می شوید چشمتان به پخش کننده دیگری می افتد که بلافاصله توجهتان را جلب می کند. نظرتان عوض می شود و تصمیم می گیرید همان را بخرید. در چند ثانیه تمامی آن تحقیقات و تصمیم قبلی شما بی اثر می شود. بنابراین شرایط احساسی مشتری بسیار اهمیت دارد و می تواند باعث خرید یا انصراف او از خرید شود.


بازاریابی محصولات تخصصی

زمانی که مالک یک کسب وکار مرتبط با فناوری یا در زمینه های علمی هستید، چالش بزرگی برای معرفی آن به عموم پیش روی شماست. درحالی که بیشتر بازار هدف و مصرف کنندگان شما ممکن است اصطلاحات مرتبط با آن و واژگان و زبان آن را بشناسند، اما برای بعضی دیگر نیز ممکن است درک آن سخت باشد. مهم است که شما قادر به شرح محصول خود برای اکثریت مصرف کنندگان خود و دیگر مشتریان بالقوه در بازار باشید.

با گام های زیر می توانید این کار را برای خود تسهیل کنید.

1- از زبان علمی قابل فهم استفاده کنید

برای بعضی از افراد، واژه علم قابل درک و فهم، می تواند ضد و نقیض باشد. اگرچه روش های زیادی برای درک علوم پیچیده در محصول مورد نظر شما یا نوآوری به کار رفته در آن وجود دارد و آن را برای میانگین مخاطبان شما قابل فهم می سازد. ایروبیوتیک یکی از شرکت های در زمینه پاکسازی هواست که با این مسئله دست به گریبان است. این شرکت از تکنولوژی پیشرفته و قدرت پروبیوتیک ها به عنوان روشی برای محافظت و پاکسازی هوای داخل خانه و جلوگیری از آلودگی استفاده می کند. آلودگی پشت این تکنولوژی بسیار پیچیده است، اما شرکت از محتوای بازاریابی مخاطب پسند و محتوای مناسب وب سایت برای آموزش مشتریان استفاده کرده است و با زبانی ساده، علم به کار رفته در این محصول را به سادگی به مخاطب ارائه کرده است.

2- از شعارهای طولانی بپرهیزید

برای شرکت ها سخت است که از شعار مدنظر خود به واسطه ثقیل بودن برای مشتری استفاده نکنند، اما مهم است که از اسناد علمی و محتوایی در وبسایت تان استفاده کنید که برای مخاطب قابل درک باشد. یک قانون طلایی برای آن این است که محتوایی تولید کنید که زبان آن به گونه ای باشد که حتی دانش آموزان ابتدایی نیز آن را بفهمند. اگر خواستار شرح علم موجود در محصول تان هستید، باید در سندهایی جداگانه به محتوای علمی آن بپردازید و آن را برای افراد علاقه مند کنار بگذارید. اما در صفحه اول وبسایت تان یا محتوای کمپین های بازاریابی خود هرگز از واژگان پیچیده علمی استفاده نکنید و تا جایی که می شود آنها را ساده کنید. اگر کسی شناختی از محصول شما ندارد، سعی کنید درک اولیه او را با پیش زمینه هایی علمی پر نکنید.

3- داستان بگویید

اگر شما خواهان این هستید که محصول علمی یا مرتبط با فناوری خود را به بهترین روش توصیف کنید می توانید با خلق یک داستان آن را به صورت شیرین و شیوا بیان کنید. از یک داستان جذاب و یک راوی استفاده کنید. شاید گاهی بهترین روش برای ایجاد یک محتوای علمی استفاده از داستان و مسئله ای مرتبط با آن معضل باشد که گریبانگیر مخاطب است و نشان دهد که محصول شما چگونه می تواند این معضل را برطرف کند.

4- بگذارید ویدئو جای شما حرف بزند

گاهی اوقات هنگامی که ایده های پیچیده بازاریابی بخواهد به درک مصرف کننده برسد، چگونگی این فرآیند را به جای شرح علمی می توانید با تصویر نشان دهید. ویدئوها می توانند داستانی دراز را در چند فریم نشان دهند. با این تصاویر به مشتریان نشان دهید که محصول شما حقیقتا چه کار می کند. این یک ابزار بازاریابی مناسب برای هر مسئله است. این روشی است که شرکت اکسی کلین از آن بهره برده است. با اینکه محصولی که این شرکت تولید می کرد از پیچیدگی بسیار زیاد برخوردار نبود، اما این شرکت با استفاده از خلق محتوای ویدئویی برای نمایش تأثیر محصول خود و رفع معضل مخاطب استفاده کرده بود.

5- از اینفوگرافیک ها استفاده کنید

اینفوگرافیک ها، ابزارهایی قدرتمند برای اهداف بازاریابی هستند. با استفاده از آمار، اشکال و تصاویر و درصدها اینفوگرافیک هایی بسازید تا حرفه ای تان را در مورد محصول در قالب تصویر زده باشید و ارزش آن را به شیوه ای مؤثر و مثبت به مخاطب یادآور شوید. اینفوگرافیک ها می توانند ابزاری مؤثر در بازاریابی و نمایش در وب سایت شما باشند.

منبع : مدیران گیلان


بازاریابی محتوایی

اگر بخواهیم یک دلیل برای وجود بازاریابی محتوا ارائه کنیم، آن جلب توجه است. افراد و شرکت هایی که به بازاریابی محتوا می پردازند، انرژی و زمان زیادی صرف می کنند تا مطمئن شوند محتوایی که ارائه می کنند خلاق و گیراست و بین مردم به اشتراک گذاشته شده و همه جا پخش می شود.

مراجعه کنندگان می خواهند «ببینند» چه چیزی برای گفتن دارید، نه اینکه بخوانند. هر بار که ایده ای جدید برای یک مطلب داشتید، ابتدا فکر کنید چطور می توانید آن را به صورت تصویری ارائه کنید. با توجه به تغییرات مداوم در الگوریتم های موتورهای جستجو، ناپایداری وفاداری مخاطبان هدف، تغییر در میزان محبوبیت دستگاه ها و موارد دیگر، بازاریابی محتوا به یک مسابقه بزرگ تبدیل شده که هر کس سعی دارد از دیگران عقب نماند. مسابقه ای که به این زودی ها پایانی ندارد. به منظور اطمینان از اینکه بهترین تلاش ممکن را در این زمینه انجام می دهید، در اینجا 10 پیشنهاد ارائه کرده ایم که می تواند به بازاریابان محتوا کمک کند تا در این مسابقه پا به پای تغییرات و تحولات پیش بروند.

1- به مشتریان احترام بگذارید

مشتری برگزیده هفته را با ارائه تصویر و داستان شخصی او معرفی کنید. این کار را ادامه دهید تا بازدیدکنندگان صرفا برای باخبر شدن از داستان بعدی هم که شده به سایت یا صفحات شما مراجعه کنند.

article_image_one_490.jpg

2- به نسل جوان توجه کنید

این نسل همان نسلی هستند که کاملا با یکدیگر در ارتباطند، افراد 18 تا 34 ساله ای که در حال حاضر مسئول 500 میلیارد دلاری هستند که سالانه برای اینترنت پرداخت می شود و تنها چند سال دیگر 75 درصد نیروی کار را تشکیل می دهند. این موارد تعدادی از مشخصه های این گروه است که بهتر است در استراتژی های بازاریابی شما به آنها دقت شود:

  • تمام وقت با یکدیگر در ارتباط هستند.
  • از روش های سنتی که کسب و کارها سعی دارند به آنها دسترسی داشته باشند، جدا هستند؛ حتی اگر از طریق بازاریابی محتوا باشد.
  • برای پیشنهاد و مشورت به دوستان شان اعتماد می کنند.
  • نمی خواهند «وادار» به انجام کاری شوند.
  • برای اینکه مطلبی را بخوانند و به اشتراک بگذارند، به دلیل نیاز دارند؛ اینکه برایشان جالب باشد، سرگرم شوند، از آنها خواسته شده باشد که مشارکت کنند، نکات دقیق و ظریف و همچنین اعتبار، اصالت و مسئولیت اجتماعی را در آن ببینند.

3- به شکلی منحصر به فرد روی برند خود متمرکز شوید

نسل کنونی و آینده بازار هدف شما به دنبال حقیقت است، نه جلوه و ظاهر. می خواهند بدانند چه کسی هستید و از چه کسی خرید می کنند. می خواهند افراد پشت پرده این برند را بشناسند. این بخش عمده ای از تلاش برای ایجاد رابطه با مشتریان است که اکثر بازاریابان محتوا از آن آگاه هستند اما بهبود و ارتقای این بخش از فعالیت شما بسیار مهم است.
ویدئوها، تصاویر و داستان های شخصی جالبی که به تیم شما مربوط باشند، به مرور زمان اهمیت پیدا می کنند.

4- یک جنبش و حرکت همگانی داشته باشید

میزان فروش کفش های تولید شده شرکت Toms به شدت افزایش یافته، دلیلش هم جنبشی است که این شرکت راه اندازی کره است: همه افراد محروم در سراسر جهان کفش به پا داشته باشند. این شرکت به ازای هر جفت کفشی که می فروشد یک جفت کفش به مردم محروم هدیه می دهد. مشتری امروز دیگر نگران قیمت کفش خود نیست، ارزش اینکه بخشی از یک جنبش همگانی باشد به همان اندازه اهمیت دارد.

5- امکان مشاهده و خواندن آسان

آسان خواندن، معانی بسیاری دارد اما اینکه مردم بتوانند محتوایی را که ارائه کرده اید، روی هر دستگاهی دریافت و مشاهده کنند، بسیار اهمیت دارد. تهیه یک استراتژی که ابتدا به موبایل توجه کند، باید همین الان اجرا شود. طراحی استراتژی محتوا باید ابتدا به دستگاه های همراه و موبایل بپردازد و سپس می توان موارد بیشتری را برای رایانه های شخصی در نظر گرفت، البته با این تصور که استفاده از رایانه کمتر خواهد شد.

6- ارسال مداوم دعوتنامه برای مشارکت

سعی کنید تا حدی که می توانید به طور مداوم مسابقات و نظرسنجی های مختلف برگزار کنید؛ از بازدیدکنندگان تان بخواهید در مورد طراحی لوگوی جدیدتان رأی بدهند، نظرسنجی هایی پخش کنید که پرسش هایی مفهومی داشته و این احساس را به مردم بدهد که نظرشان ارزش دارد. برای مثال یک شرکت تولید نوشیدنی از بازدیدکنندگان خود دعوت کرد تا تصاویری از عجیب ترین فروشگاه ها بفرستند و فرد برنده نیز باید در یکی از تبلیغات شرکت حاضر شود.

7- به جای متن، بیشتر از عناصر نمایی و تصویری استفاده کنید

مراجعه کنندگان می خواهند «ببینند» چه چیزی برای گفتن دارید، نه اینکه بخوانند. هر بار که ایده ای جدید برای یک مطلب داشتید، ابتدا فکر کنید چطور می توانید آن را به صورت تصویری ارائه کنید؛ مانند استفاده از ویدئو، فایل صوتی، اینفوگرافی، عکس و ...

8- برنامه ای به منظور تهیه ایده هایی برای محتوای برند خود داشته باشید

همیشه باید پرونده ای پر از ایده های مختلف برای محتوای برند خود داشته باشید و همه اعضای تیم شما نیز باید در این کار شرکت کنند. به مشتریان کنونی و مشتریان بالقوه خود گوش دهید، سوال های احتمالی شان را حدس بزنید. سعی کنید همیشه حداقل 50 سوال را آماده داشته باشید. اگر این کار را انجام دهید هرگز برای یافتن ایده ای برای محتوای بعدی خود نیاز به جستجو نخواهید داشت.

9- به آن دسته از تبلیغات محتوا توجه کنید که بتوانید ایمیل مشتریان را به دست آورید

اکثر اوقات میزان بازدید و مراجعه به سایت، وبلاگ و صفحات شما در شبکه های اجتماعی توسط فردی غیر از شما کنترل می شوند؛ مثل یک موتور جستجو یا اشتراک گذاری بین افراد. لازم است مقداری کنترل روی توزیع و انتشار مطالب خود داشته باشید. یکی از راه های موجود برای این کار ایجاد یک پایگاه ایمیلی است که همواره گسترده تر می شود. به بازدیدکنندگان خود فرصت های متعددی بدهید تا آدرس ایمیل خود را در سیستم ثبت کنند. اکنون می توانید در انتخاب عنوان ایمیل ها، خلاقیت به خرج دهید، طوری که حتما آن را باز کنند. دکمه ای برای به اشتراک گذاشتن آن نیز داخل ایمیل قرار دهید.

10-ترکیبی از روانشناسی فروش و علم عصب شناسی را به کار ببرید

درصد عملیات خرید، احساسی است و تنها 15 درصد آن منطقی است. به تحقیقاتی که امروزه در عصب شناسی انجام می شود دقت کنید؛ تحقیقاتی که نشان می دهند کدام بخش از مغز بر اثر چه چیزی تحریک می شود. امروزه رابطه تنگاتنگی بین روانشناسی و عصب شناسی وجود دارد که استفاده از آن در روش های بازاریابی محتوا یک استراتژی فوق العاده است.

متمایز شدن در بازاریابی

در هر بازار رقابتی، نکته ای که هیچگاه نباید از یاد ببریم این است که به هر قیمتی که شده از تبدیل شدن به یک شرکت معمولی که تنها اگر قیمتش پایین باشد، ارزش کار کردن را دارد، پرهیز کنیم. زمانی که در حال رقابت کردن در یک بازار به شدت شلوغ هستید چگونه خود را از سایرین متمایز می کنید؟ در چنین بازارهایی روی کدام جنبه های بازاریابی بیشتر باید تأکید کرد؟

اگر مشتریان فقط به صورت اتفاقی ما را انتخاب کنند و حتی اسم شرکت ما را نیز ندانند، ریسک شکست خوردن همواره ما را تهدید می کند. اما حتی در بازارهای بسیار رقابتی هم امکان متمایز کردن خود و محصول یا خدمت مان وجود دارد. در این مقاله به بیان چند نکته در این زمینه پرداخته شده است:

1- خدمات مشتریان برتر

هر کسب و کاری دوست دارد ادعا کند که بهترین خدمات مشتریان را ارائه می دهد. اما به بهترین خدماتی فکر کنید که تا بحال دریافت کرده اید. آیا کارمندان شما نام مشتریان را می دانند؟ آیا درباره کاروکسب و حتی خانواده آنها اطلاعات کافی دارند؟ آیا چالش ها و ترجیحات هر مشتری را می دانند؟ برای مثال خیلی از افراد ترجیح می دهند به رستورانی بروند که علاوه بر غذای موردنظر آنها، خدماتی عالی نیز به آنها ارائه می دهد. آنها از اینکه پرسنل رستوران از ذائقه و ترجیحات غذایی آنها اطلاع دارند لذت می برند.

2- تجربه برتر برای مشتری

خدمات مشتری به فراهم کردن خدمات پایه ای برای مشتری اشاره دارد اما تجربه مشتری به خدماتی اشاره دارد که هیچ کس دیگری برای مشتری فراهم نمی کند و حتی خود او نیز انتظارش را ندارد. برای مثال یک تعویض روغنی را می شناسم که برای زمان انتظار صاحب خودرو نیز برنامه ریزی کرده است و در فاصله ای که روغن خودروی او تعویض می شود با چای و قهوه و ارائه روزنامه و مجله تجربه متفاوتی از سایرین را برایش رقم می زند.

3- گوش دادن به نظرات مشتریان

در اغلب صنایع شرایط به گونه ای شده است که گزینه های نوآوری محدود و محدودتر شده است. اما اگر واقعاً به مشتریان گوش دهیم، آنها سرنخ هایی درباره آنچه برای شان ارزش دارد به ما می دهند. باید ببینیم چه چیزی برای هر مشتری اولویت دارد: کیفیت، حمل و نقل، سرعت، مدت زمان تسویه حساب و ... . سپس باید همان مزیت را گسترش دهیم و در اختیار مشتری قرار دهیم.

4- کیفیت برتر

تقریباً در نزدیکی منزل هر کسی چندین و چند رستوران وجود دارد اما ما ترجیح می دهیم سراغ بهترین برویم. چگونه می توانیم نام شرکت خود را به عنوان شرکتی که ارائه دهنده کیفیت برتر محصول و خدمات مرتبط با آن است در بازار جا بیندازیم؟ آیا روی آموزش کارمندان مان کار کرده ایم تا آن را به عنوان یک مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا به کار ببریم؟ اینکه شرکت ما به خاطر کیفیت محصول و خدماتش در بازار شهره شود، یک سرمایه گذاری بزرگ برای موفقیت آن محسوب می شود.

5- داده های برتر

داده ها و اطلاعاتی که تحلیل آنها به ما ارائه می دهد، قدرتمندترین ابزار یک کاروکسب در بازار رقابتی به حساب می آید. ما در مورد خیلی از مشریان مان حتی اطلاعات پایه ای هم نداریم و این در صورتی است که این اطلاعات بسیار باارزش هستند. خیلی از شرکت ها به دنبال دیتابیس های حاضر و آماده هستند اما در کمال تعجب خودشان هیچ تلاشی برای جمع آوری اطلاعات مشتریان شان انجام نمی دهند. برای مدیران و مالکان کاروکسب رقابت همیشه تنگاتنگ است و در برخی موارد گزینه های کمی برای تمایزبخشی وجود دارد. اما با استفاده از این استراتژی ها و استراتژی های مشابه که بسته به شرایط خاص هر صنعت باید برای آن در نظر گرفته شود، خواهیم دید که امکان بیشتری برای تمایزبخشی از آنچه در ابتدا تصور می کردیم وجود دارد.

منبع: مدیران گیلان

1.      طراحی سایت تهران

2.      طراحی سایت

3.      سئو سایت

4.      سئو

5.      طراحی وب سایت

6.      طراحی سایت شرکتی

7.      طراحی سایت فروشگاهی

8.      طراحی سایت تهران

9.      طراحی سایت

10.  سئو سایت

11.  سئو

12.  طراحی وب سایت

13.  طراحی سایت شرکتی

14.  طراحی سایت فروشگاهی

ضربه ای سخت به مایکروسافت


گوگل اخیرا از ویژگی های جدید ارتباط اجتماعی خود، با ویدیو کوچکی که در مایکروسافت به نمایش در آورد، رونمایی کرد.این ویژگی جدید در اسنادDoc ها اعمال می شود و ضربه ای مهلک به مایکروسافت وارد می کند.

این ویژگی جدید که اکنون در مرورگر نیز مهیا است، در حقیقت شباهت بسیار زیادی با ویژگی دارد که، نخستین بار مایکروسافت در محصول One Note در سال 2010 ارائه داد و نشان می دهد که چگونه پدید آورندگان با همکاری یکدیگر می توانند به فن آوری هایی دست یابند که، ما امروز می بینیم. گوگل به وضوح با این واقعیت که ویژگی جدید در مرورگر به صورت رایگان برای دانلود مهیا می باشد، از رقیب خود جلو زده است.

هرچند که گوگل همچنان ضربات سختی را به مایکروسافت در بازارهای دیگر مثل: موتور جستجوی وب وارد می آورد، ولی مشخص است که، همچنان در زمینه هایی مثل اپلیکیش های تجاری و desktop publishing، خود را عقب می بیند. شما به عنوان یک گرداننده ی تجارت نمی توانید به این مسئله بی توجه باشید.

از آن جایی که من در بسیاری از زمینه های گوگل یک حرفه ای هسنم، این خیلی بد و ناامید کننده است، که در زمینه هایی شرکت گوگل ضعیف تر باشد. با این همه، تماشای جنگ دو رقیب واقعا جالب است. پیش از این مایکروسافت در جیمیل با گوگل پنجه در پنجه شده بود و این بار در اسناد Doc، شاید مایکروسافت بتواند جبران کند.

این ویژگی جدید که اکنون در مرورگر نیز مهیا است، در حقیقت شباهت بسیار زیادی با ویژگی دارد که، نخستین بار مایکروسافت در محصول One Note در سال 2010 ارائه داد و نشان می دهد که چگونه پدید آورندگان با همکاری یکدیگر می توانند به فن آوری هایی دست یابند که، ما امروز می بینیم. گوگل به وضوح با این واقعیت که ویژگی جدید در مرورگر به صورت رایگان برای دانلود مهیا می باشد، از رقیب خود جلو زده است.

هرچند که گوگل همچنان ضربات سختی را به مایکروسافت در بازارهای دیگر مثل: موتور جستجوی وب وارد می آورد، ولی مشخص است که، همچنان در زمینه هایی مثل اپلیکیش های تجاری و desktop publishing، خود را عقب می بیند. شما به عنوان یک گرداننده ی تجارت نمی توانید به این مسئله بی توجه باشید.

از آن جایی که من در بسیاری از زمینه های گوگل یک حرفه ای هسنم، این خیلی بد و ناامید کننده است، که در زمینه هایی شرکت گوگل ضعیف تر باشد. با این همه، تماشای جنگ دو رقیب واقعا جالب است. پیش از این مایکروسافت در جیمیل با گوگل پنجه در پنجه شده بود و این بار در اسناد Doc، شاید مایکروسافت بتواند جبران کند.